مرتضى راوندى

301

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

غير از چهارصد تن پيشه‌ور كه به اسارت بردند ، همهء اهل شهر را به قتل آوردند و فرمان رسيد كه شهر را از خرابى چنان كنند كه در آنجا زراعت توان كرد و هيچكس حتى سگ و گربه را زنده نگذاريد و بنابر مشهور درين واقعه يك ميليون و نيم تن رهسپار ديار نيستى شدند . » « 1 » نظرى اجمالى به رشد و تكامل ادبيات فارسى از آغاز تا حملهء مغول چنان كه قبلا گفتيم از اواسط قرن سوم هجرى از بركت سياست داهيانه سامانيان و تشويق و ترغيب سلاطين و وزراى اين سلسله ، شاعران و نويسندگان بزرگ و توانايى در سرزمين ماوراء النهر و خراسان ظهور كردند ؛ و ادب فارسى را با ذوق و قريحه استوارى كه داشتند بنيان نهادند و آثار گرانقدرى از نظم و نثر پديد آوردند ، كه براى شعرا و نويسندگان قرون بعد بسيار سودمند بود . در اين دوره لهجه « درى » كه از اواسط قرن سوم هجرى زبان رسمى و دربارى شده بود ، در اثر فتوحات غزنويان و سلاجقه از محيط ماوراء النهر و خراسان قدم فراتر نهاد و از مغرب تا حدود دجله و فرات و از سوى شرق تا رود سند و منطقه پنجاب پيش رفت و به اين ترتيب با نفوذ ادب فارسى در عراق و آذربايجان و ديگر مناطق ، لغات و تركيبات و اصطلاحات جديدى از لهجه‌هاى محلى وارد لهجه درى شد و به رشد و تكامل آن كمك نمود ، عامل ديگرى كه در رشد و توسعه ادبيات فارسى نقش اساسى داشته است ، تشكيل دولتهاى بزرگ فئودالى از امرا و خاندان‌هاى بزرگ و رجال ثروتمند در نقاط مختلف ايران است . اين امرا براى كسب شهرت و براى آنكه نامشان در جريدهء تاريخ پايدار بماند و بيشتر به اين منظور كه چون سامانيان و غزنويان ، شاعران و مديحه‌سرايانى داشته باشند ، از تشويق و بزرگداشت شعرا ، ادبا و نويسندگان ، كوتاهى نمىكردند و همين سياست ، در تشويق مردم به فراگرفتن علم و ادب و ظهور دانشمندان و شعراى بىشمار بسيار مؤثر بوده است . - در اين دوره ، چون بغداد مركز خلافت عباسى و زبان عربى ، زبان مذهبى ايرانيان بود ، خواه‌ناخواه تعبيرات و لغات و اصطلاحات و مفردات و مركبات عربى در زبان فارسى راه يافت و ادبا و

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 138 به بعد